تبليغاتX
سرّ سودا
یک الف بعد هم سه تا نقطه؛

قصّه سفر را مرور مي كنم و به انتها مي نگرم، راهي دراز در پيش است. راهي كه در این مسیر

دنبال خواهد شد؛

سرّسودا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

دست روي دلم مگذار زمستان، نه، سرماي تو  به سوز روزهاي سرد فراق مي رسد، نه بلنداي 

 شب يلداي تو  به بلنداي شب هاي انتظار.

امّا زمستان! اكنون من و تو شبيه هميم كه تو در شوق ديدار بهار مي سوزي و من در آتش انتظار 

و تو اي خورشيد پنهان! هر وقت از اين حوالي عبور كردي به ما هم نظري كن كه به شوق دست هاي

 گرم تو سرماي فراق را به جان خريده ايم...

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

 يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

در بين الحرمين،

 دو برادر دلداده

 غم نامه غيبت تو را 

در آیینه ی جمال  جمیل عاشورا

 سر اندازان

در گوشه ای از حجاز

زمزمه می کنند...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

خدا به تماشا ايستاده است. دستش را بالا بگير محمّد(ص)! بگذار همه بشنوند صدايت را، كه اگر

 نبود بانگ رسای اعلام ولایت علی آسمان را درك نكرده بودیم.

و اینک ما مردمان قرن پانزدهم هجري از دور دست تاريخ پيامت را به جان خريده ايم.

اي پيامبر! پسر ابوطالب(ع) و فرزندانش صاحبان ملک دل های شیعیان تو اند. حالا ماییم و غدير و

انتظار روزي كه خورشید ولایت امام عصر (عج) چشم آسمان را روشن كند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

دلم بهانه گير شده، باران مي خواهد. مي برمش تا باران، آنجا زير لب " اَمَنْ يُجيبْ.." مي خوانم، 

بهانه خورشيد مي گيرد دلم!

 مي گويي چه كنم ؟...

اين روزها چه تصميم مهربانانه ای گرفته آسمان.حالا شده ايم كوير باران خورده منتظر. من يك نفر

 را مي شناسم كه آسمان و کویر و باران، آمدنش را آه مي كشند. مردي كه هميشه به ياد من

 و توست.

يك نفر كه عرفات و مشعر و منا كه نه، همه و همه گوش ها يشان را تيز كرده اند كه صداي

گام هايش را بشنوند.

یک نفر که وقتی بیاید باران نجیب تر و مهربان تر خواهد بارید... 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

خوش به حال کبوتران كه مي توانند تا شانه هاي حرمت پرواز كنند.

خوش به حال نيازهايي كه گره مي شوند به ضريحت، نيازهايي كه سبزند از جنس خودت، رنگ خودت.

نيازهايي كه به بهار مي رسند و من چقدر دوست دارم دست هاي من هم گره شود به مشبك هاي

ضريحت، دوست دارم با حلقه حلقه اشك هاي چشم، دلم را به ولايتت پيوند دهم.

دست هايم چقدر بي تابند، هواي دلم چه باراني است، چشم هايم پر از پرستويند. چشم هايم

 چقدر دوستت دارند.

چه شمیمی می آید از ورای رواق های عشق...

 

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

اين روزها دل ها پر مي زند براي يك نقطه آسماني، جايي كه جمعه هايش همه يك حس مشترك دارند؛

 "انتظار"... عشق از همان كودكي به ما آموخته است كه اگر گره به كارمان افتاد براي ظهورت دعا

كنيم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

خورشيدي ديگر از منظومه امامان افول كرد و تابش انوار طلايي اش خاموش شد. ششمين ستاره

آسمان امامت غروب كرد و در شب سرد مدينه به جاودانگی پیوست.

اماما! آيا تشييع كنندگانت مي دانستند كه چه كوه عظيمي را بر دوش مي كشند؟

خوشا خاك بقيع،كه پيكر تو را در بر كشيد...

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

روزگاري مي آيي و براي عاشقانت يك دنيا نور به ارمغان مي آوري. آن روز چشم هاي تعلق باز

 مي شود و تمام خواب رفتگان عصر جاهليّت بیدار خواهند شد...

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

بر روي موج هاي سركش زندگي نشسته ام، زندگي كاري كرده كه انتظار از يادمان رفته.

شده ایم منتظراني که انتظار فقط لقلقه ی زبانشان است،  آن هم با صدايي خسته

و دستاني خالي.

مولا جان! خودت دعا كن، دعا كن از خدا دور نشويم، دعا كن خيلي زود طنين صدايت در عالم بپيچد

 و همه دنيا بيدار شود.

تابستان دارد بساطش را جمع مي كند، من در حسرت بهارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

نور بر شانه زمان نشست،فرشته ها صورت ابري آسمان را شستند.

رمضان! اي ماه مهربان! نگاهت حلول عيد است و حضورت طراوت بهار.

يادش بخير كه ما را لب حوض فيروزه اي دعا می نشاندي و تسبيح هزار دانه عشق

به دستمان می دادي.

تو ما را از تبعيدگاه دنيا به نيستان مناجات با پروردگار كشاندي، ما قبرستان نشينان عادات

سخيف را تا نور، تا اوج گاه بندگي بردي.

رمضان! ما اهل بهشتيم، سيب دندان زده گناه را از دستمان بگير و ما را ببر تا جنت المأوي، تا ژرفاي

شبنمي گل ها، تا اوج گاه تقوي.

 

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

انتظار درد بزرگي است. امّا وقتي مي داني تمام دلخوشي اين شهر به آمدن مرد موعود است. تو هم

ديگر نگران بالهايت نباش، آسمان اينجا روزي ستاره باران مي شود...

 

شهریور ۹۰ ، گيلان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت   توسط سرّسودا | 

كدام برگ گل است كه امشب آرام مي نشيند؟ كدام سنگريزه از تسبيح لب فرو مي بندد؟

كدام پروانه امشب از پر زدن به هواي تو دست مي كشد؟

راز اين شب بي همتا در آن است كه درهاي رحمت تو گشوده است و دست هاي فريبكار شيطان

بسته شده تا بنده ات امشب،در شب تقدير مقدرات دل از هر چه غير توست تهي كند و به

درگاهت آيد و به تمنايت بنشيند و تو لبريزش كني از عطا، از نعمت، از رحمت...

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

مي خواهم اين دو،سه شب از هزار ماه برتر ، زلال روحم را روي دست هاي قنوت بگذارم و دعا كنم.

بیش از این مگذار گدازه های فراق لحظه هایمان را بسوزاند...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت   توسط سرّسودا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
قلم؛ الهه ي الهام قلب بود و نوشتن؛ دميدن روح در كلمات

پیوندهای روزانه
حلقه(عمره دانشجویی)
نور و نار
خبرگزاری قرآنی ایران
زبان شناسی همگانی
شجریانی ها
همایون شجریان
فهرست موسیقی ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آرشیو موضوعی
عارفانه ها
عاشقانه ها
مشق های انتظار
پیوندها
سرّسودا در پارسي بلاگ
روزهاي عاشقي
دست نوشته هاي رعنا
طرّه ي آشفتگي
چكاوك
دریچه ای به سوی ملکوت
دولت
لبخند،نیشخند،زهرخند...
اين انبوه سيب خورها حال آدم را بهم مي زنند
فوتو بلاگ وصال
شاپرك باروني
ققنوس
دعاي مستجاب
تنهایی های من
دلنوشت
سيدتي زينب(س)
حديث دل تنگي
هواي دوري
گل نرگس
در انتظار آفتاب
اتاقي براي من و تو...
غرفه بهشت
مهمان حرم
زير يك سقف
آسمان دل شكسته
امتداد افق
شميم ياس
سلام 133
آقاجون
او خواهد آمد
يا مهدي
پروانه ي مهاجر
مي دانم كه مي آيي
پايگاه نوحه سراهان و مداحان كشور
گاه رهايي
شهر رحمت
يادداشتها و برداشتها
كلك شيد
سيّد جواد ذاكر
منتظر ظهور
ذاكر عاشورايي
ولي ام كجاست؟
كانون فرهنگي و هنري كاظمين شهرستان فردوس
اشكواره
متين
طامس
منقار سخن
بوي كربلا
علمدار مرصاد
ميشداغ
بهتر ببين
محو يار
پس كي مي آيي
يا ابا صالح المهدي ادركني
دکّان فقر
ادركني يا عشق
انتظار منتظر
چتر باز
خلوت عاشقان و عارفان
بي نشان
خونه آقام كجاست؟؟؟
بشنو از ني...!
نصایح
سرزمین من ایران
مسافر آدينه
خيلي دير شده
عشق زيبا
هيئت محبين اهل بيت(ع)
كلبه دوستي
قطب نما
دوست آنلاین
نینوا
فریبا احمدی
معشوق محجوب
دست نوشته هاي خاكستري
حواس جمع
تقديم به نازنينم سيّد مهدي
عاشقانه امّا عاقلانه
اين راه بي نهايت
اندكي صبر سحر نزديك است
ستارگان دوكوهه
كوثر
خدا هم خانه دارد...!
آزاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً